این جلسه خانه حکمت و فلسفه با حضور آیتالله سیدمحمد خامنهای و پیشکسوتان عرصه دانشگاهها همچون آقایان دکتر یثربی، دکتر مجتهدی، دکتر شریعتمداری، دکتر بهشتی، دکتر احمدی، دکتر گلشنی، دکتر قراملکی، دکتر ایلخانی، دکتر کلباسی و چندین تن دیگر برگزار گردید.
در آغاز، آیتالله خامنهای بر ضرورت این گردهماییها و کوتاه شدن فواصل آن بسیار تکیه نمودند و یادآور شدند که هدف این مجمع برنامهریزی در جهت پیشبرد فلسفه و ارزش نهادن جامعه برای فلسفه است و اینکه ثابت کنیم فلسفه در حد ذهن و اندیشه باقی نمیماند و به تمام اعمال و رفتار انسان سرایت میکند و فلسفه صرف، سعادت به همراه ندارد. شاهد مثال آن که بسیاری از فلاسفه غرب صهیونیست هستند و شاخهای از فلسفه، بنام فلسفه اخلاق توسط یهودیها طراحی شده است (انسانهای ضد اخلاقی که متولی اخلاق جهان شدهاند) و این امر، بسیار دردناک است. در حقیقت این وظیفه خانه حکمت و فلسفه است که بررسی کند در جهان فلاسفه چه میگذرد و فلاسفه اسلامی در کجا قرار دارند و چگونه باید عمل کنند. باید دغدغه اینرا داشت که چرا کتابهای فلسفه غرب که گاه با هدف انحراف جوانان، ترجمه شده است با استقبال فراوانی روبروست. وظیفه ما چیست و چه باید کرد؟ باید به طریقی به جوانان نشان داد که فلسفه اگر همراه عمل صالح نباشد و اندیشه را درست تقویت نکند موجب شقاوت است نه سعادت.
در ادامه این نشست صمیمانه، بیانات مهمی توسط دانشمندان حوزه فلسفه ایراد گردید که اهم آن از قرار زیر است:
ـمساله مهمی که مطرح است مساله تولید علم است و تولید علم، مستلزم تربیت متخصص واقعی است این امر نیز به نوبه خود مستلزم تجدید نظر واقعی در برنامهها و کتب دانشگاهی است.
ـ بررسی و ارزیابی وضع موجود و شناسایی نقاط ضعف و قوت
ـ همکاری صمیمانه و پیگیر اساتید و فضلا برای تهیه خبرنامهای علمی
ـ نبودن جدیت در کارها و پرداختن به نظریهپردازی صرف از موانع مهم پیشرفت در تمامی حوزههای علوم است. باید به طور جدی با برگزاری جلسات بسیار به شناسایی مشکلات پرداخت و روشمند، دلسوزانه و تعریف شده حرکت نمود تا بتوان به نتایج مطلوب دست یافت و آن را به متولی امر مربوطه ارجاع داده و پیگیری مجدانه نمود.
ـ نظارت شورای انقلاب فرهنگی بر بخش فلسفه جهت ارزیابی واقعی کتب، مقالات و پایاننامههای فلسفی
ـ ایستایی فلسفه به منزله مرگ فلسفه است. باید با ارائه روشهای نوین در تدریس، فلسفه را از ایستایی رهانید؛ باید مسائل جدید را با روشهای نوین حل و فصل کرد و اندیشههای جدیدی که محور آنها بر محور اندیشههای فلسفه اسلامی، استوار است ارائه داد تا راهگشای جامعه امروزی باشد.
ـ زمانیکه فکر، تعالی پیدا کند حتی در لابلای افکار گذشتگان، که برخی آن را خرافات میپندارند، میتوان مطالب بسیار عمیق، ظریف و دقیقی یافت که به درد همین جامعه امروزی بخورد، با شعار دادن و اصلاحات صوری و اداری نمیتوان کاری انجام داد، همه فلاسفه در جهان، انسان را به تأمل دعوت کردهاند تا سطحی نباشیم ما باید اول خودمان در افکار و عقایدمان تأمل کنیم سپس دیگران را به تأمل دعوت نمائیم.
ـفلسفه نسبت به سالهای اخیر از غربت محض نجات پیدا کرده است اما هنوز شرایط ایدهآلی ندارد و در حوزهها و دانشگاهها به بهانههای مختلف عدهای شدیداً فلسفه را میکوبند؛ گاه به بهانه ضد دین بودن گاهی به بهانه خرافهای بودن. فلسفه مظلوم است و فلسفه اسلامی از آن مظلومتر، ما باید کلام شیخالرئیس را بسیار جدی بگیریم که برای تربیت افراد فیلسوف دو ملاک و معیار را در نظر داشته باشیم: ۱ـ استعداد درخشان ۲ـ تقوا و پایههای اعتقادی محکم. ما نباید فلسفه اسلامی را در راهگشایی مسائل موجود در جامعه دست کم بگیریم، مگر مرحوم علامه طباطبایی با همین فلسفه به جنگ مارکسیست نرفت؟ مگر مرحوم شهید مطهری با همین فلسفه به جنگ افکار منحرف غربی نرفت؟
ـ یکی از کارهای مهمی که حوزه فلسفه در ایران برای اولین بار موفق به انجام آن شده بنیانگذاری اخلاق حرفهای در دانشگاه الهیات تهران است و نشانگر این مطلب است که فیلسوفان میتوانند گامهای مهم و مؤثری در پیشرفت همه علوم بردارند.
ـبا وضعیت موجود فلسفه، باید مواجهه فلسفی نمود یعنی با تفکر فلسفی به حل این وضعیت نامطلوب پرداخت.
ـ بین مشکل و مساله باید تفاوت قائل شد. مشکل، مرکب است از تعداد زیادی مسائل محتمل که همه میدانیم جمع همه این مسائل مغالطهآور است پس باید اینها دقیقاً تفکیک شود و باید برای هر مسالهای گروهی را دعوت کنیم به بحث و بررسی و تحقیق و در صورت امکان با برگزاری یک سمینار از تمام اساتید، دعوت به شرکت در این امر مهم نمود که به تشخیص مساله وضعیت موجود فلسفه ایران رخنهها، الزامها و آسیبها، بپردازند و جواب را در سمینار دیگری با فاصله زمانی برای برنامهریزی و درمان، باقی گذارد.
ـ برای تشویق و ترغیب اساتید و فیلسوفان معاصر ایران که کارهایی ارزنده و نو انجام میدهند یک جایزه با نام خانه فلسفه یا جایزه ملاصدرا تعیین شود و آثار ایشان توسط یک هیئت علمی بررسی شود. متأسفانه در دانشگاههای ما شاخص تشویق، توسط گروههای فنی نوشته شده است مثلاً تصحیح یک کتاب با مقدمهای علمی، سختتر از تألیف کتاب است اما امتیاز تصحیح ۱۰ و امتیاز تألیف ۲۰ تعیین شده است یا به اساتیدی که کتابهایشان در خارج از ایران ترجمه شده است هیچ امتیازی تعلق نمیگیرد.
ـ در برخی از حوزهها حلقههای تدریس فلسفه تعطیل شده است، و این امر جای سوال از مسئولین را باقی میگذارد.