×
امروز جمعه ۱۵ فروردین ۱۴۰۴ شمسی
  • گزارشات انجمن

تاریخ 1383-07-30 در محل تالار صدرالمتالهین
مشاهده
تاریخ 1384-02-20 در محل تالار صدرالمتالهین
مشاهده
تاریخ 1384-07-20 در محل تالار صدرالمتالهین
مشاهده
تاریخ 1385-10-27 در محل تالار صدرالمتالهین
مشاهده
تاریخ 1386-07-04 در محل تالار صدرالمتالهین
مشاهده
تاریخ 1387-06-26 در محل تالار صدرالمتالهین
مشاهده
تاریخ 1389-06-03 در محل تالار صدرالمتالهین
مشاهده
تاریخ 1390-05-24 در محل تالار صدرالمتالهین
مشاهده

سایز متن

این جلسه با حضور آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای و اساتید ارجمندی از جمله آقایان دکتر گلشنی، دکتر طاهری، دکتر کلباسی، دکتر قراملکی، دکتر آیت‌اللهی و … برگزار شد.

در این نشست مباحث اجتماعی و علمی بسیاری مطرح گردید که اهم آن بقرار زیر است:

ـ تأکید بر سخنرانی اخیر مقام معظم رهبری مبنی بر نوآوری در حوزه علوم نظری

ـ‌اینکه در علوم نظری یا تجربی حاشیه بر علم جهان نزنیم و پرهیز از اینکه ناخواسته خصوصاً در حیطه علوم تجربی گاهی با بودجه کشور به کارهایی بپردازیم که از نتایج آن بیگانگان سود ببرند نه خودمان.

ـ دوری از مدگرایی که در حوزه علوم مختلف رو به گسترش است به عنوان مثال مدتی است که به نانو تکنولوژی بهای زیادی داده می‌شود و هر که بخواهد در این حوزه کار کند براحتی بودجه می‌گیرد و متأسفانه گاهی تحقیقات لازم از طرف دولت به عمل نمی‌آید که آیا این بودجه بدرستی استفاده شده است یا خیر.

ـ قرن بیستم قرن فیزیک بود و قرن کنونی قرن زیست‌شناسی است و توسعه علوم زیستی نمی‌تواند کانونی برای پیوند علوم با یکدیگر باشد زیرا در زیست‌شناسی کل‌نگری وجود ندارد ولی در فیزیک یک نوع کل نگری وجود دارد که البته لازم به تذکر است که در قرن بیستم فیزیک هم همین نقیصه را داشت و چون در حل مسائل به بن‌بستهایی برخورد کرد از خود تواضع نشان داد.

ـ‌اگر بخواهیم تحول اساسی در علوم نظری ایجاد کنیم باید در این حوزه انقلابی برپا شود و از جمله کارهایی که باید هرچه سریعتر صورت گیرد اینست که لزوم ارائه مقاله توسط اساتید در زمان مشخص جداً ملغی شود و اینکه تعدد مقالات بدون بررسی دقیق کیفیات آنها امتیاز، محسوب نشود، اگر اجازه دهیم افراد، تحقیقات خوبی انجام دهند ولو اینکه ۵ سال دیگر نتیجه دهد می‌توان به رشد علوم امیدوار بود. معضل دیگری که وجود دارد اجباری است که از طرف دانشگاه برای پذیرش مقالات دانشجویان در ISI اعمال می‌شود و دانشجوی ما تمام سعی و تلاشش اینست که پایان‌نامه‌ای هرچند با مسائل راحتتر ارائه دهد ولی پایان نامه‌اش را به گونه‌ای بنویسد که بتواند از آن مقاله مورد قبولی برای ISI تهیه کند و دیگر رغبت و شوقی برای مسائل اساسی حل نشده باقی نمی‌ماند.

باید در ارائه مقالات و امتیاز دادن به آنها به پیام رهبری توجه بیشتری کنند، که این مقاله چقدر از مسائل و مشکلات موجود ما را حل نموده است. ما از نظر تعداد مقالات با چین برابریم اما آنها کارهای بسیار قوی انجام می‌دهند که حتی خیلی از مقالاتشان به صورت محرمانه و دور از دسترس دیگران است.

ـ‌ شاید بتوان علت وجود خمودگی در حوزه علوم انسانی را به دو عامل اساسی ربط داد:

۱ـ‌ عدم توانمندی افرادی که وارد این حوزه می‌شوند.

۲ـ وجود اشتغال‌های غیرعلمی در خارج از دانشگاهها

و این امر که افراد کم استعدادتر وارد حوزه علوم انسانی می‌شوند خود به مسأله مبنایی‌تری مربوط می‌شود و آن اینست که علوم انسانی در کشور ما مشوقی ندارد و دولتمردان بهایی برای آن قائل نیستند در حالیکه در برخی کشورها صندلی‌های رشته‌های مهندسی گاهی پر نمی‌شوند و رقابت بالا در علوم انسانی برپاست.

عدم مدیریت صحیح از دیگر مشکلات این حوزه است چرا که مدیران تصمیم گیرنده اغلب در حوزه علوم دیگری متخصص‌اند و اطلاع کافی برای تدوین آئین‌نامه‌های مربوط به حوزه علوم انسانی ندارند.

اگر بتوانیم علوم نظری خصوصاً فلسفه و منطق را در کتابهایی با حجم‌های کوچک و به زبان ساده در دسترس کودکان و نوجوانان قرار دهیم شاید در ایجاد علاقه و انگیزه به رشته‌های علوم انسانی کمک موثری باشد. البته این کار مستلزم تسلط به زبان، ذوق مخاطب‌شناسی و تبحر در روان‌نویسی است. در خیلی از کشورهای پیشرفته دنیا چنین کارهایی تجربه شده است حتی به تازگی رواج پیدا کرده که همه دانشمندان در علوم مختلف برداشتهایشان را بصورت نیمه فلسفی بنویسند. در ایران قدیم نیز نمونه‌هایی از ساده‌‌نویسی می‌توان یافت. یکی از حاکمان دوره صفویه بنام جابر انصاری کتاب تحفه‌السلاطین در منطق را به زبان فارسی ساده به نگارش درآورده است.

ـ مبحث دیگری که در این جلسه مطرح شد این بود که آیا می‌توان آیات آسمانی قرآن کریم را بررسی کرد و از آیات به یک نظریه جدید علمی دست یافت و مسئله‌ای را در علم حل نمود؟

البته لازم به تذکر است که این سخن با نظری که عده‌ای برای تطبیق دین با علم دارند کاملاً متفاوت است زیرا مسائل علمی نسبی است و هیچوقت نباید آنها را با دین تطبیق داد. چون با عوض شدن نظریات علمی و باطل شدن آنها تکلیف آیات قرآن چه می‌شود؟ اما ما می‌گوئیم معانی قرآن بیش از اینهاست که در ظاهر است و اگر کسی بگوید قرآن معنایش همین است که من فهمیدم، صحیح نیست شاید یک عالم یا یک فیزیکدان، با دقت در آیات قرآنی بتواند مسئله گنگی را در عالم حل نماید.

ـ فیزیک در سالهای اخیر بسیار تحول پیدا کرده است. انیشتین هم گفته بود که فیزیک هرچه پیش می‌رود مجردتر می‌شود؛ در سطوح ظاهری با ماده سروکار دارد اما در سطح بنیادی با مسائل بسیار انتزاعی. وی این تئوری را مطرح کرده بود که الکترون شعور دارد و آزمایشی انجام داد تا نشان دهد که بعضی اوقات الکترونها می‌توانند روی الکترونهای دیگر اثر بگذارند بدون اینکه قابل محاسبه باشند. در حال حاضر نیز حداقل دو فیزیکدان در جهان کتابی بنام «کُل جهان هوشیار است» نوشته‌اند که اگر به زبان ساده ترجمه شود برای عموم قابل استفاده خواهد بود.

ـ مسئله تعدد عوالم از مباحث دیگری بود که در این جلسه مورد بحث قرار گرفت که ۱۴ قرن پیش امام صادق علیه‌السلام این مسئله را مطرح کرده و مرحوم مطهری نیز در سال ۱۳۵۴ تعدد عوالم را با قدم فیض مطرح می‌کنند و به صراحت از فیزیکدانان می‌پرسند که چرا برای عوالم، تعددی قائل نیستند. عجیب اینکه امروزه فیزیکدانان به این مسئله پی‌برده‌اند. حتی سماواتی که در قرآن آمده یا عقول عشره‌ای که ارسطو گفته اینها سابقه‌ای پیش از اینها دارد که دوستان ما در تاریخ فلسفه این سوابق را به یاری خدا بیرون می‌آورند. در وادها و ادیان هندویی و بودایی هم حقایقی نهفته است که واقعاً بسیار شگفت‌آور است مثل طب‌سوزنی، طب جالینوس و حتی جراحی‌های مغز و چشم و از همه اینها می‌توان به این امر پی‌برد که قدما حرفهای محکمی زده‌اند هرچند به دلیل طول زمان بسیاری از آنها نابود شده یا در هاله‌ای از ابهام قرار گرفته است.

ـ از شواهد امر آشکار است عمقی که علمای قدیم داشتند اکثریت علمای امروزی ندارند. در حالیکه اطلاعات ما بسیار بیشتر از آنهاست، واقعیت این است که بشر امروزی به خاطر وجود ابزار پیشرفته، بسیار رشد کرده است اما در عین حال بسیار شتابزده عمل می‌کند. عصر کنونی عصر جمع‌آوری اطلاعات است نه تحلیل دقیق اطلاعات زیرا دانشمندان دائماً نظریات خود را عوض می‌کنند و همین امر موجب کمرنگ شدن اعتماد به آنان می‌شود به عنوان مثال یک فیزیکدان قصد داشت که زمان را به زمان موهوم تبدیل کند تا بتواند نقش خدا را منکر شود اما مدتی بعد بسوی زمان واقعی رو آورد. فیزیکدان دیگری قصد داشت با روابط ریاضی اثبات کند که جهان، فاقد ابتدای زمانی است و در نتیجه وجود خدا را انکار کند اما عده‌ای از فیزیکدانان در اعتراض به این استدلال، پاسخ دادند؛ ممکن است جهان ابتدای زمانی نداشته باشد ولی از این مطلب نمی‌توان نتیجه گرفت که جهان خالقی ندارد که این حرف با مسئله حدوث ذاتی و زمانی که در فلسفه ما مطرح است منطبق است.

البته نباید دانشمندانی را که در این عصر بسیار عمیق‌اند و برای نظریه دادن هرگز شتاب نمی‌کنند، از نظر دور داشت.

ممکن است به این حرفها اعتراض شود چون قدما ابزاری برای ارزیابی نظریاتشان نداشتند نظریاتشان از ثبات بیشتری برخوردار بود و تا سالیان سال دست نخورده باقی می‌ماند. اما امروزه با ابزارهای مختلفی که در دست دانشمندان است نظریه‌ها مرتباً مورد ارزیابی قرار می‌گیرد.

لیکن این عدم ثبات یا در نتیجه سطحی شدن نظریات است، به عنوان مثال قدما عقول عشره را وضع کردند تا سیستمی بسازند برای حل مسئله ربط حادث به قدیم، (علمای امروزی هم آمده‌اند یک فضای ۱۱ بعدی را مطرح کرده‌اند که ما ۷ بُعد آن را نمی‌توانیم ببینیم اینجا فقط یک تفاوت می‌توان مشاهده کرد و آن اینکه حرفهای امروزی عمق ندارد) یا شاید عدم ثبات در علوم امروزی به دلیل فقدان تفکر فلسفی است، اکنون گرایش‌ها بسوی مسائل کاربردی است و در مسائل بنیادی غفلت دیده می‌شود مثلاً برای یک روانشناس اصل، درمان است یا در مورد دانش سلامت، هزاران راهکار داده‌اند اما در مورد اینکه سلامت چیست بحثی نمی‌کنند. قدما حوصله بررسی مسائل اساسی و بنیادی را داشتند.

از دیگر معضلات علوم امروزی اینست که تئوریهای قطعی می‌دهند که اینست و جز این نیست، باید همیشه راه را برای تغییر نظریه باز گذاشت.

البته ناگفته نماند که علمای قدیم هم اشکالاتی داشتند از جمله اینکه به دلیل احترام فراوانی که برای اساتید گذشته خود قائل بودند در ارائه نظریات جدید و مخالفت با اساتید خود جسارت به خرج نمی‌داد ند. اما هرجا مخالفتی مشاهده می کنیم یک گام بلندی در علوم برداشته شده است.

انتشارات
نشریات
مقالات
اخبـار
انجمن ها
ارتباط با ریاست