در این نشست اساتید بزرگواراز جمله آقایان دکتر داوری، دکتر مجتهدی ،دکتر دینانی، دکتر علی لاریجانی (رئیس وقت مجلس شورای اسلامی) دکتر قراملکی، دکتر مقصودی، دکتر محقق داماد و …
حضور به هم رسانیدند و آیتالله سیدمحمد خامنهای ضمن خوشامدگویی و تشکر از تشریففرمایی ایشان ابراز امیدواری نمودند که این دیدارها موجب مبادلات علمی و پایهگذاری همکاریهایی شود چرا که خانه حکمت اهداف بلندی در جهت تعالی علم و حمایت عملی از اساتید و دانشمندان دارد، ایشان با توجه به حضور رئیس مجلس وقت در ادامه اظهار داشتند: متأسفانه ورزش، رقیب فرهنگ در کشور شده و بودجههای فراوانی برایش صرف میشود همانطور که میدانیم هرچیزی باید منطقی داشته باشد، اینقدر به ورزش حرفهای بها دادن و اینقدر بیاعتنایی به علوم انسانی، (هرچند به زبان ستایش میشود ولی در محاسبات هیچ تأثیری ندارد) بسیار تأسفانگیز است. مگر نه اینست که دولتهایی که سازمانهای جاسوسی عظیم دارند از فلسفه هگل استفاده میکنند. عدالت نیست و خیلی بد است که یک انگشت به اندازه یک دست در بدن رشد کند، فرهنگ ما مثل یک نخلی است که در گلدانی نگهداری میشود نیازهایش بهیچوجه برآورده نمیشود.
پس از بیانات ریاست بنیاد صدرا اساتید ارجمند نیز نظرات و انتقادات خود را ارائه نمودند. از جمله اینکه به تحصیلات اهمیت لازم داده نمی شود البته مقصود، روح تحصیلات است نه مدرک، اگر این روند ادامه داشته باشد نسل جوان حالت یأس پیدا میکند.
دیگر اینکه همواره فیلسوفان بسیار بزرگ در ایران بودند و هستند اما امروز کشور ما را در جهان به فلسفه نمیشناسند.
آقای لاریجانی رئیس مجلس در ادامه گفتگوها بیان کردند که بنظر من علت اینکه چهره کشور ما با حکمت و فلسفه معرفی نمیشود از دو عامل متأثر است:
۱ـ جنس مراودات ما نقایصی دارد که ثقل کارها بیشتر به سمت سیاست سوق پیدا کرده است و وجه فلسفی و عرفانی به نحو شایسته ظهور پیدا نکرده است.۲ـ تولید فلسفه مثل زمان ابن سینا و ملاصدرا نیست و این وجه مهمی است که ما چون نسبت به جهان غرب در تولیدات فلسفی عقبتریم، این فاصله ایجاد شده است، در فلسفه تحلیلی یا منطق جدید هم مثل آنها کار نکردهایم.
اما در مورد تعیین بودجه برای کارهای فرهنگی تا آنجا که به مجلس ارتباط دارد میتوان با تعریف دقیق پروژههای فرهنگی از مجلس تخصیص بودجه گرفت. پروژههایی با موضوعاتی که جامعه با آن درگیر است مثل بحث عدالت که در جامعه بسیار مطرح است و برای قانونگذاری برقراری عدالت یک اصل است اما متأسفانه هنوز دانشمندان ما به تعریف مشترکی از عدالت نرسیدهاند حکمای ما باید با استفاده از نصوص اسلامی و تجارب دیگر کشورها به یک تعریف جامع و کاملی در مورد این قبیل مفاهیم بنیادی که نیاز ضروری مجلس و دیگر ارکان دولتی است دست یابند و آن را به مراجع ذیربط منتقل کنند.
یا مثال دیگر در مورد مسائل تقلیدی است که باید برای آنها یک فلسفه قانونگذاری وجود داشته باشد ملاحظه میفرمایید که در این قبیل موضوعات واقعاً میطلبد که دانشمندان روشنگری کنند. در واقع این سطح، مبنای سطح سیاستگذاریها در کشور است. مثال دیگر تبیین نحوه دخالت حکومت در شئون خصوصی مردم است که توسط حکمای ما میتواند اجرا شود.
ـ نظر دیگری که در این جلسه مطرح شد این بود که خوشبختانه ما در فلسفه، رشد خوبی نسبت به غرب داشتهایم. منتها مسئله ما عدم انتقال مناسب به خارج از مرزهاست. افراد دانشمندی که در حیطه فلسفه کار میکنند امکانات بسیار کمی در اختیار دارند هم برای پژوهشهای بیشتر هم برای انعکاس یافتههایشان به سایر کشورها.
مطلب دیگری که باید به آن اشاره کرد اینست که ما در زمان هخامنشیان اولین مانیفیست اخلاقی را مشاهده میکنیم اما اکنون متأسفانه از کشورهای صنعتی، بسیار عقبتریم، رشتههای بسیار زیادی در زمینه اخلاق حرفهای به طور تخصصی در دانشگاههای کشورهای غربی موجود است اما در کشور ما حتی ۲ واحد درسی، اخلاق حرفهای در هیچ رشتهای وجود ندارد. بعنوان مثال مامعاملات بورس داریم ولی هیچ کتابی در اخلاق معاملات بورس نداریم. من تقاضا میکنم از استادان و دولتمردان که دست به دست هم داده و اخلاق حرفهای را جدی بگیریم، در حقیقت کشور ما از بحران اخلاقی رنج میبرد، شئون اخلاقی یک قاضی، یک وکیل، یک مدرس دانشگاه، یک دانشجو، یک وزیر، یک رئیسجمهور، یک نماینده مجلس، یک کشاورز، یک مهندس مکانیک، یک کارگر کارخانه و …. چیست؟
در پایان پیشنهاد می شود به اساتیدی که بازنشسته شدهاند خدمات پژوهشی ارائه شود آنها یقیناً میتوانند تولید علم کنند. آیا وقتش نرسیده که دانشگاهها به وظایف اخلاقیشان در قبال اساتید و جامعه عمل کنند؟ تا کی سازمانهای ما اخلاقی نباشند ولی مطالبات اخلاقی از اعضاء خود داشته باشند؟ و در قبال این امکانات، اخلاق حکم میکند که اعضاء یک سازمان، نهاد یا دانشگاه، حداکثر توان و تلاش خود را انجام دهند.