تاریخ جامع فلسفه(فلسفه در هند)(جلد چهارم)
پیرو مطالعات تطبیقی تاریخ فلسفه در سرزمینهای شرقی جهان باستان، در مجلد چهارم و پنجم تاریخ جامع فلسفه به سرزمین پهناور و شگفتانگیز هندوستان پرداخته میشود. در هندوستان دین و فلسفه از هم جداییناپذیرند و البته پیوندی ژرف نیز با عرفان دارند. فلسفۀ هندی در دامان دین هندویی پرورش یافته، از اینرو صبغهیی کاملاً دینی دارد و در طول تاریخ پرفراز و نشیب خود، هرگز پیوستگی تأملات نظری و فلسفی خود را با بنیانهای دین و سنت نگسسته است. حکمای هندی بر این باورند که حقیقت متعالیه را باید در درون جستجو کرد، زیرا آنچه در درون است (آتمن)، همان حقیقت غایی و واحد وجود (برهمن) است که سرمنشأ هستی و تمامی پدیدههای آن است. همانگونه که دین هندویی ریشه در تعالیم وداها و شرح و تفاسیر آنها دارد، فلسفۀ هندی و تمامی گرایشهایی که درون دین هندویی میگنجند نیز بر تعالیم وداها و تفاسیر آنها مبتنیند.
مقالات مجلد پیش رو بر اساس چیدمان دورههای تاریخی تدوین شدهاند تا چگونگی سیر تکاملی مبانی و آموزههای دینی، آیینی، نظری، فلسفیِ هندوئیسم را در سه دورة مهم تاریخی آن، یعنی دورة پیشاودایی، دورة ودایی و دورة پساودایی بتصویر بکشند.




