کتاب فلسفه زن بودن تالیف ایت سید محمد خامنه ای منتشر شد

 انتشارات بنیاد حکمت اسلامی صدرا کتاب" فلسفه زن بودن" (مقدمه ای بر حقوق زن ) تالیف آیت الله سید محمد خامنه ای را منتشر نمود . مولف این کتاب در مقدمه آورده است که" حل علمی مساله زن بستگی به شناخت درست ونزدیک به واقع زن دارد و تا این شناخت محور مباحثات نباشد این کاروان راه به جایی نخواهد برد...."  ایشان بر این باور است که "برای حل این مساله فقط یک راه وجود دارد و آن مطالعه قوانین و خواسته های طبیعت از انسان است زیرا هماهنگی و پیروی از قانون طبیعت _که اسلام ان را توصیه می کند _سبب راحت و آرامش انسان و حرکت بر خلاف جریان طبیعت موجب ناکامی و شکست است..... "  در ذیل برای آشنایی بیشتر علاقمندان قسمتی از پیشگفتار این کتاب آمده است:

"بحث درباره زن، و موقع و هويت، ارزش و كاركرد او، كاري شايع در روزگار كنوني و حتي گاهي وسيله كسب شهرت و اعتبار شده است. برخي از زنان، با تعصب زنانه و برخي از مردان بسا براي جلب رضا و نظر اين قشر وسيع حتي راه گزافه گوئي را در پيش گرفته و سخناني را بر زبان و قلم مي آورند كه گاهي دور از حقيقت است؛ و برخي ديگر نيز، بخطا، و غيرمنصفانه در اين باره قضاوت مي‌كنند و چشم بر برخي واقعيات مي‌بندند.

همين اختلاف بينش درباره زن- كه نشان دهنده ناشناختگي و ابهام حقيقت آن است- سبب گرديده كه بررسي مسئله زن، يكي از مسائل اجتماعي و حتي علمي شود و باوجود پژوهشهايي كه در اين باره شده و كتابها و مقالاتي كه درباره زن به نگارش درآمده اين مسئله همچنان مبهم باقي بماند.

ابهام موجود در اين موضوع و مسئله زنده و جهاني عمدتاً بدو دليل بوده است:

اول آنكه اصولاً شناخت انسان- اعم از زن و مرد- كاري دشوار يا حتي غيرممكن است از اينروست كه برخي او را موجود ناشناختني دانسته‌اند، و جنس زن در اين ميان ناشناخته‌تر از مرد است زيرا جنبه‌هاي گوناگوني در او هست كه او را پديده‌يي پيچيده مينماياند، و شناخت او را، در عين سادگي، دشوار مي‌سازد.

دوم اشكال در روش شناخت است. روزنه‌هاي شناخت و عينكهاي قضاوت نيز بسبب گوناگوني آنها، در غموض و پيچيدگي حقيقت موضوع مؤثر بوده است، و بتعبيري ديگر: براي بررسي و پژوهش علمي اين مسئله روش علمي، نظري يا تجربي، مشخصي فراهم نيامده و بيشتر به شعار و شكايت و حكايت برگزار شده است، با آنكه پژوهش در اين موضوع نيز مانند پژوهشهاي علمي ديگر نيازمند روش شناسي (متدولژي) مناسب با آن است.

براي شناخت علمي اين مسئله بايد بررسي تحليلي زن دستكم در دو بُعد: يكي طبيعي و ديگر اجتماعي انجام گيرد. بايد يكبار بعنوان يك پديده طبيعي در داشته‌هاي جسماني و نيز رواني زن و كاركردها و وظايفي كه در قوانين طبيعت براي او پيشبيني شده به مطالعه و تحليل پرداخت و يكبار ديگر در كنار آن، با تحليل جامعه شناختي زن و مرد، به درك جايگاه واقعي و ارزش و موقعيت او بعنوان يك پديده اجتماعي، رسيد.

حل علمي مسئله زن بستگي به شناخت درست و نزديك به واقع زن و مرد دارد و تا اين شناخت، محور مباحثات نباشد اين كار و كاروان راه به جايي نخواهد برد.

يكي ديگر از راههاي شناخت زن، بنظر ما، اديان آسماني است كه اگر متون ديني آن از دستبرد و تفاسير تابع اميال و هوسهاي روحانيون آن دين مصون مانده باشد، مي توان به تعريف آن متون ديني از انسان و از جمله زن اعتماد كرد و موضع طبيعي و موقعيت اجتماعي او را از لابلاي روشن و تاريك آن نصوص بدست آورد.

متأسفانه امروز جز دين اسلام و متن قرآن مجيد، دين ديگري از دستبرد و تحريف پيروان آن مصون نمانده و با يك نگاه به بينش غلط و تلخ آن اديان نسبت به زن بروشني مي توان تحريف آموزه هاي اصلي دين و نفوذ شديد فرهنگها و سنتهاي باستاني يوناني و رومي و قومي و عاميانه را در آنها ملاحظه كرد.

يك بررسي تحليلي تاريخي به ما نشان مي دهد كه- بجز اسلام كه قرآن كريم كتاب آسماني آن طي چهارده قرن هيچ تغيير و تحريفي را نپذيرفت و زلالي خود را از دست نداد- اديان ديگر بهمان نسبت كه تحريف شدند و عقايد روحانيون آنها جاي پيام اصلي دين را گرفت، بهمان نسبت مقام زن و حقوق او نيز زيان ديد و به وضع دوران جاهليت و دور از تمدن بشر بازگشت.

 در اين کتاب ، پيش از ورود به بحث درباره زن و سنجش او در ترازوي طبيعت و جامعه، به مختصري از بدبيني و بدآموزيهاي اديان ديگر اشاره شده است ، و چون در نوشته منتقدان غربي فقط به دو دين مسيحيت و يهود پرداخته و حمله شده در این کتاب  نيز به نقطه نظرهاي آن دو دين پرداخته شده است."

 

برگشت